معماران دنیای بدون خدا چه وعدهای دادند؟
این افراد تنها استادان دانشگاه یا نویسندگان معمولی نبودند؛ آنها معماران پروژه «بیایمانسازی ملتها» محسوب میشدند که هر کدام خشتی بر دیوار انکار خدا نهادند:
ریچارد داوکینز: با نگارش کتاب پرفروش «توهم خدا»، میلیونها نفر را متقاعد کرد که اصول اخلاقی و معیارهای خوب و بد، تنها قراردادی ساخته دست بشر هستند.
لارنس کراوس: در کتاب «جهانی از هیچ» به مردم القا کرد که آفرینش و کیهان نیازی به هیچ آفریدگاری ندارد.
استیون پینکر: بارها در برنامههایی تحت عنوان «ملحدان مغرور» حاضر شد و تبلیغ کرد که ارزشهای اخلاقی صرفاً حاصل تصادفهای تکاملی هستند.
استیون هاوکینگ: با کتاب «طرح بزرگ» رسماً اعلام کرد: «جهان نیازی به خدا ندارد!»
سقوط بتهای آتئیسم در جزیره اپستین
آنها وعده «آزادی» دادند، اما «تاریکی» به ارمغان آوردند. گفتند خدا را حذف کنید تا بشر روشنفکر شود؛ اما اکنون نام همین منادیان روشنفکری در پروندهای سیاه و در کنار نام جفری اپستین ظاهر شده است. مردی که جزیرهای برای شَرّی غیرقابل توصیف و جنایاتی کثیف بنا کرده بود.
خداوند متعال در قرآن کریم چه دقیق توصیف میکند:
«وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ کَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا…» (و کسانی که کافر شدند، اعمالشان همچون سرابی در بیابان است که تشنه آن را آب میپندارد، اما هنگامی که به سراغ آن میآید، چیزی نمییابد!) — سوره نور | آیه ۳۹
وقتی «پاسخگویی در برابر آفریدگار» حذف شود، چه میماند؟
سوال اساسی اینجاست: وقتی نظارت الهی و پاسخگویی در آخرت را حذف کنید، چه چیزی برای کنترل انسان باقی خواهد ماند؟ پاسخ تلخ است: هیچ. نه درست و نادرستی، نه تقدسی، و نه هیچ حد و مرز اخلاقی.
آنچه میماند، تنها لذتخواهی، هوسرانی، مستیِ قدرت و پنهانکاری در جزایر خصوصی است. وقتی آخرتی برای حسابرسی نباشد، دنیا به جنگلی بیقانون تبدیل میشود و پروندههای اپستین، در واقع رسیدهای (فاکتورهای) این جنگل هستند.
مستندات یک سقوط اخلاقی
بیایید صریحتر به کارنامه این مدعیان نگاه کنیم:
لارنس کراوس: به دلیل اتهامات مربوط به آزار و اذیت جنسی (در سال ۲۰۱۸) از دانشگاه ایالتی آریزونا اخراج شد.
استیون هاوکینگ: پس از مرگ، نام او در اسنادی مطرح شد که او را به حضور در میهمانیهای غیراخلاقی در جزیره اپستین متهم میکند.
ریچارد داوکینز و استیون پینکر: نامهای آنان نیز در اسنادی ظاهر شده که آنها را به شبکه مخوف اپستین پیوند میزند.
اینها افراد معمولی نیستند؛ اینها صاحبنظران سرشناس الحاد مدرن هستند. همانهایی که به شما میگفتند: «ارزشهای اخلاقی نیازی به خدا ندارند و خودشان تکامل مییابند. هر کاری که احساس میکنی درست است انجام بده!» و ظاهراً این جنایات پنهان، همان چیزی بود که از نظر آنان «درست» احساس میشد.
هشدار قرآن و گم شدن قطبنمای درون
قرآن کریم پیشتر درباره سرانجامِ تکذیبکنندگان هشدار داده بود:
«فَذَرْنِی وَمَنْ یُکَذِّبُ بِهَٰذَا الْحَدِیثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ» (پس مرا با کسانی که این آیات را تکذیب میکنند واگذار؛ ما آنان را اندک اندک از جایی که نمیدانند، به سوی عذاب و نابودی خواهیم کشاند.) — سوره قلم | آیه ۴۴
وقتی الله را انکار میکنید، فقط ایمان را از دست نمیدهید؛ بلکه حد و حدود انسانیت را گم میکنید. آن قطبنمای درونی (وجدان) را از دست میدهید که میگوید: «حتی اگر کسی نگاه نمیکند، باز هم من تحت نظرم.»
وقتی ترس از خدا رخت بربندد، وقتی آخرتی نباشد، چه چیزی انسان را از جنایت باز میدارد؟ نه علم، نه عقل و نه ادعای روشنفکری. جهان به چشم خود دید که چهره واقعیِ «اخلاق بدون خدا» چگونه است.
نتیجهگیری: توهم واقعی کدام بود؟
اگر تا به حال شک کردهاید که آیا ایمان به الله در دنیای مدرن مهم است یا نه؛ اگر فکر کردهاید شاید دین ناکارآمد است؛ بگذارید پروندههای اپستین پاسخ شما باشند.
آنان به شما گفتند «خدا توهمی ساخته بشر است»؛ اما ثابت شد توهمِ اصلی، این فکر بود که «میتوان دنیایی اخلاقی بدون خدا ساخت». وقتی جامعهای آفریدگار را انکار کند، عجیب نیست که در نهایت به خدمتِ پَستترین غرایز درآید. اکنون پروندهها افشا شده، نامها برملا گشته و نقابها افتادهاند.
از خودتان بپرسید:
واقعاً میخواهید چه کسی فهم شما از «درست» و «غلط» را هدایت کند؟
آنان که انکار میکنند «بازخواست خواهند شد»؟
یا آن ذاتی که این اصلِ «بازخواست شدن» را از ابتدا معیار قرار داد؟
مناجات:
الهی، ما را به راه راست هدایت کن، راه کسانی که بر آنان نعمت دادی. دلهای ما را بر حق استوار بدار و پس از آنکه ما را هدایت کردی، از آن منحرف مکن.
