مقدمه: رد انتساب وحی به غیر خدا و تکمیل استدلال نبوت
در دو مرحله قبلی از این سلسله، ابتدا فرضیه دروغگویی و سپس فرضیه توهّم و صرع پیامبر اسلام ﷺ بررسی و رد شد و نشان دادیم که نه با سیره نبوی سازگار است و نه با واقعیت قرآن. در مرحله سوم، به شکلی تکمیلی به سراغ فرضیهای میرویم که امروزه کمتر مطرح میشود، اما گاهی از سوی برخی ملحدان و شکاکان دیده میشود: فرضیه «انتساب وحی به موجودی ماورایی غیر از خدا». در این نگاه، فرد میپذیرد که پیامبر اسلام ﷺ دروغگو و متوهّم نیست، اما میکوشد وحی را به نوعی موجود غیبی دیگر، مانند فرشتهای مستقل، جن یا هر نیروی ناشناختهای نسبت دهد. هدف این مقاله، رد انتساب وحی به غیر خدا است تا نشان دهیم چنین شکاکیتی، نه با مقدمات پذیرفتهشده سازگار است و نه از نظر عقلانی جایگاهی دارد. وقتی صداقت و سلامت روانی پیامبر ﷺ و الهی بودن مضمون وحی پذیرفته شد، ادامه دادن تردید در «فرستنده وحی» دیگر شک منطقی نیست، بلکه نوعی گریز از نتیجه روشن است.
ماهیت شکاکیت نامعقول در انتساب وحی به غیر خدا
فراموش شدن مقدماتِ پذیرفتهشده
کسی که وارد بحث رد انتساب وحی به غیر خدا میشود، معمولاً از دو مرحله قبلی گذشته است:
۱. پذیرفته که پیامبر اسلام ﷺ دروغگو نیست؛
۲. پذیرفته که پیامبر متوهم و بیمار روانی هم نیست.
با این دو مقدمه، او در واقع قبول کرده است که پیامبر اسلام ﷺ انسانی راستگو، امین، هوشیار و برخوردار از سلامت روان است. حال اگر همین فرد بگوید: «ممکن است وحی واقعاً رخ داده باشد، اما فرستنده آن خدا نباشد»، در حقیقت نتایج طبیعی مقدمات خود را نادیده گرفته است. پیامبری که راستگو و آگاه است، بارها و بارها اعلام کرده که فرستنده وحی، خدای یگانه است، نه موجودی دیگر. پس کسی که صداقت او را میپذیرد، اما همچنان در «فرستنده» تردید میکند، عملاً در سخن و باور خود دچار تناقض میشود.
گزارش پیامبر ﷺ از تجربه معراج
یکی از نقاط کلیدی در رد انتساب وحی به غیر خدا، مسئله معراج است. پیامبر اسلام ﷺ بهصراحت خبر میدهد که در شب معراج، حقایق پنهان عالم، فرشتگان، انبیا، بهشت و دوزخ را مشاهده کرده و به مقامی رسیده که با پروردگار سخن گفته است.
«سُبْحَانَ ٱلَّذِىٓ أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِۦ لَيْلٗا مِّنَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ إِلَى ٱلْمَسْجِدِ ٱلْأَقْصَى…» (الإسراء: ۱)
ترجمه: «منزّه است آن کس که بندهاش را شبی از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برد…»
و در سوره نجم نیز این شهود معنوی با تعابیری عمیق بیان شده است:
«لَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ * عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ…» (النجم: ۱۳–۱۸)
ترجمه: «بهراستی او بار دیگر آن فرشته را دید، نزد سدرة المنتهی…»
اگر کسی بپذیرد که پیامبر ﷺ دروغ نمیگوید و دچار توهّم نیست، باید این گزارش صادق و آگاهانه از معراج را نیز بپذیرد. در این صورت، رد انتساب وحی به غیر خدا نتیجهای طبیعی است؛ زیرا خودِ پیامبر، بر اساس این تجربه، روشن کرده است که منبع وحی، خدای متعال است و آنچه توسط جبرئیل منتقل میشود، از سوی خداست، نه از جانب موجودی مستقل یا شیطانی.
بررسی عقلانی: چرا انتساب وحی به موجودی ناشناخته، غیرمنطقی است؟
۱. تعارض با مضمون و جهتگیری وحی
فرضیه انتساب وحی به غیر خدا معمولاً با این ادعا همراه است که شاید نیرویی ناشناخته، مثلاً شیطانی، اطلاعات غیبی را در اختیار پیامبر قرار داده باشد. اما کافی است به مضمون وحی نگاه کنیم:
-
دعوت دائمی به توحید، نفی شرک، مبارزه با ظلم و فحشا؛
-
تأکید بر عدالت، احسان، مراقبت از یتیمان و مستضعفان؛
-
هشدار شدید نسبت به پیروی از شیطان و هواهای نفسانی.
عقل سلیم میپرسد: اگر منبع وحی نیرویی غیرالهی و شرور بود، چرا باید نقشهای را ارائه دهد که مستقیماً علیه منافع اوست؟ رد انتساب وحی به غیر خدا از همین جا آغاز میشود: محتوای وحی عمیقاً خدا محور، اخلاقی و اصلاحگر است؛ این با انگیزه یک موجود شیطانی یا فریبکار سازگار نیست.
۲. انسجام طولانیمدت پیام الهی
قرآن در طول بیش از بیست سال، در شرایط گوناگون و رخدادهای بسیار متفاوت نازل شده است، اما جهتگیری اصلی آن، توحید و اطاعت از خداست و این انسجام، نشانه روشنی است که گویای ثبات منبع وحی است. اگر فرض کنیم موجودی ناشناخته، جدا از خدا، پیام را میفرستاد، باید بپذیریم که این موجود طی سالها هرگز دچار تناقض در پیام نشده، هرگز برای منافع خود پیام را تغییر نداده و دائماً انسان را به پرستش خدایی دیگر و مخالفت با خودِ او فراخوانده است! این تصور، خودبهخود غیرمعقول است.
۳. شکاکیت بیانتها و فروپاشی هر شناختی
اگر با وجود صداقت پیامبر ﷺ، سلامت روان او، عظمت محتوای قرآن و اعلام صریح او مبنی بر الهی بودن وحی، باز هم بگوییم «شاید منبع وحی چیزی دیگر باشد»، در واقع نوعی شکاکیت افسارگسیخته را پذیرفتهایم. در این صورت، هیچچیز در عالم قابل اعتماد نخواهد بود؛ زیرا در هر تجربهای میتوان همین «شاید» را مطرح کرد. همانگونه که در علوم انسانی و تجربی، پس از طی مراحل آزمون و خطا و رسیدن به شواهد کافی، تردید بیپایان را غیرمنطقی میدانیم، در بحث وحی نیز پس از طی سه مرحله استدلال و حذف فرضیههای دروغ و توهّم، رد انتساب وحی به غیر خدا نتیجهای طبیعی و عقلانی است.
جایگاه این مرحله در استدلال سهراهی نبوت
مروری کوتاه بر سهراهی نبوت
در استدلال سهراهی، مدعی نبوت در برابر سه گزینه معقول قرار میگیرد:
۱. پیامبر واقعی است و از سوی خدا فرستاده شده؛
۲. دروغگوست و عمداً ادعا کرده؛
۳. دچار توهّم و اختلال است.
در دو مرحله قبلی، دو فرض دوم را با دلایل تاریخی، روانشناختی و عقلی رد کردیم. در این مرحله، با رد انتساب وحی به غیر خدا عملاً نشان داده میشود که تلاش برای افزودن فرض چهارمی مانند «موجود ماورایی ناشناخته» نه یک احتمال جدی فلسفی، بلکه نوعی شکاکیت بیپایه و گریز از نتیجه روشن است.
چرا این استدلال برای نواندیشان هم جذاب است؟
بسیاری از نواندیشان دینی، حتی اگر در باب اعجاز علمی یا برخی معجزات حسی گفتوگو داشته باشند، استدلال سهراهی را جدی میگیرند؛ چون بر شخصیت، صداقت، روان سالم و محتوای دعوت پیامبر اسلام ﷺ تکیه دارد. افزودن مرحله سوم و رد انتساب وحی به غیر خدا این استدلال را کاملتر میکند و نشان میدهد در پایان مسیر، پذیرش نبوت نه یک احساس صرف، بلکه نتیجه طبیعی یک استدلال منسجم است.
نتیجهگیری: در این مقاله، با تکیه بر مقدمات پذیرفتهشده در مراحل پیشین، نشان دادیم که فرضیه انتساب وحی به غیر خدا، شکاکیتی نامعقول است. پیامبری که راستگو و سالم است، بهصراحت از معراج، رؤیت فرشته، مشاهده عوالم غیب و سخن گفتن با پروردگار خبر میدهد و محتوای وحی او سراسر دعوت به توحید و نفی شرک و شیطان است. در چنین شرایطی، ادامه تردید در منبع وحی، بیشتر شبیه فرار از نتیجه روشن است تا تحقیق منطقی. به این ترتیب، رد انتساب وحی به غیر خدا حلقه پایانی استدلال سهراهی نبوت میشود و راه را برای پذیرش آگاهانه رسالت پیامبر اسلام ﷺ هموار میکند؛ استدلالی که در کنار دهها دلیل دیگر بر نبوت، میتواند دلِ جویندگان حقیقت را آرام و مطمئن سازد.
