🔴ادعا:
کائنات می‌تواند خود به خود از نیستی بوجود آید.
 
🔴جواب: 
در اصل جواب ادعای پیشین برای این ادعا نیز جواب بشمار می‌رود، زیرا اگر کائنات می‌توانست خود به خود از نیستی بوجود آید این توضیحی معقول برای ریشه کائنات به شمار می‌رفت و ما از ریشه کائنات آگاهی می‌یافتیم. 
با وجود این، ما به این ادعا جواب میدهیم: 
این ادعا که کائنات از نیستی خود به خود بوجود آمده است متعلق به فیزیکدان آتئیست لاورنس کراوس می‌باشد، آتئیست‌های بسیاری بدون بررسی و تحقیق از این ادعای کراوس پیروی می‌کنند. 
درحالی که در جامعه علمی از کراوس به دلیل این ادعایش انتقادات بسیار جدی‌ای شده است. 
مثلا پرفسور فیزیکدان دیوید آلبرت که خود نیز آتئیست می‌باشد در نیویورک تایمز کتاب کراوس را از جهات مختلف نقد کرده است. 
لاورنس کراوس در کتاب جهانی از عدم خویش ادعا می‌کند جهان توانسته است خود به خود از نیستی بوجود آید، این ادعا دو خطای مهم را شامل می شود: 
اولا؛ چیزی به اسم نیستی نیز تثبیت نشده است. 
می‌توانیم با پرسیدن این سوال شروع کنیم که وقتی حتی نیستی نیز نیست چطور است که جهانی می‌تواند از نیستی خارج شود؟ 
در اصل مقصود کراوس از نیستی هوای خالی‌ای می‌باشد که به نام *کوانتوم واکوم* نامگذاری شده است، دقت کنید! خلاء مورد نظر در اینجا در مفهوم علمی یک خلاء نمی‌باشد. 
در اصل کراوس در اینجا با عطف کردن نیستی بر چیزی که وجود دارد بر روی خطای منطقی ای که به نام سفسطه جناسی ( مغالطه اشتراک لفظ ) نامگذاری شده است امضاء می‌کند. 
با وجود ثابت بودن معنای نیستی و یا هیچی، با ایجاد تعریف جدیدی از نیستی سعی در محق جلوه دادن خود دارد. 
مقصود کراوس از نیستی نه از لحاظ فلسفی و نه از لحاظ علمی نیستی نیست. 
از لحاظ فلسفی نیستی یعنی نبود هیچ چیزی.
به شکل دیگر، نیستی یعنی نیستی هستی. 
ارسطو تعریف نیستی را اینگونه بیان کرده است: ((نیستی چیزیست که صخره‌ها تصور می‌کنند.)) 
یعنی در اصل اشاره بر نبودن چیزی به اسم نیستی کرده است. 
از لحاظ علمی برای اینکه چیزی نیستی باشد نباید هیچگونه ویژگی‌ای داشته باشد. 
درحالی که کوانتوم واکومی که کراوس ادعا می‌کند نیستی است، ویژگی‌های قابل تست شدن بسیاری دارد، کوانتوم واکوم انرژی، نوسانها و خصوصیاتی قابل اندازه گیری دارد. 
و می‌توانیم آن را شناسایی کنیم، درحالی که وضع اینگونه است چطور چنین چیزی را می‌توانیم نیستی بنامیم؟ 
اگر آن چیز نیستی‌ست چرا به آن کوانتوم واکوم می‌گوییم نه نیستی؟ 
بیایید در اصل چیزی بودن چیزی که کراوس نیستی می‌نامد را از زبان خود الکساندر ویلنکین کیهان شناس نیز بشنویم:
 
(( الکساندر ویلنکین: 
چیزی که مانند ذرات می‌دانیم اگر در شکل ماده نباشد نیز، بازهم واکوم در وسط موجود است. 
برای فیزیکدان‌ها واکوم حالتی‌ست که در آن انرژی و فشار موجود است، واکومی با سطح انرژی پایین است اما بازهم صفر نیست.
 
مصاحبه کننده: 
این چیزی از هیچ نیست، چون با فیزیک کوانتوم و قوانین نسبیت عام شروع می‌کنی، مانند واکومی که بحث کردید چیزهای بسیاری در وسط موجوداند. 
چیزهای زیادی مانند انرژی، نوسان‌ها و فشار. یعنی چیزهای زیادی در میدان هست!
 
الکساندر ویلنکین: 
بله درسته. ))
 
فرض چیزی بودن کوانتوم واکم در میدان است. 
اما خب ادعای خروج جهانی از کوانتوم واکومی که یک چیز است، تا چه اندازه‌ای درست است؟ 
کیهان شناس مشهور جورج الیس در گزارشی که به مجله ساینتیفیک آمریکن داده است به این ادعای کراوس چنین جوابی می‌دهد:
 
(( کراوس با تئوری‌های سفته بازانه تست نشده به ما توضیح می‌دهد که یک چیز چطور از چیزهای ماقبل ماده بوجود آمده است. کراوس درحالی که اینکار را می‌کند، توضیح نمی‌دهد که کوانتوم واکوم چطور همیشه موجود بوده و یا چرا مکانیزمی که جهان را بوجود آورده همیشه موجود بوده.
پدیده‌ای که قبل از وجود یافتن جهان واقع شده چطور می‌تواند تست شود؟! 
همه اینها به کنار، کراوس درحالی که توضیحی برای از کجا آمدن قوانین طبیعی که باعث بوقوع پیوستن همه اینها می‌شود نمی‌دهد، ادعا می‌کند تمام جهان از یک نیستی بوجود آمده است! این علم نیست، این یک سفته بازی فلسفی است! ))
____
نویسنده:
https://youtu.be/6SdpDEINSsw
 
مترجم: #یاسر قزل
____
 
«انجمن آنتی شبهات»
✾ @anti_shobahat

نظرات


ارسال نظر