✍🏻چه رابطه‌ای میان عقل‌گرایی، پژوهش علمی، قابل فهم بودن جهان و باور به وجود خداوند وجود دارد؟
بیایید با مطالعه سخنان بزرگترین دانشمندان و عقل‌گرایان تاریخ بشریت در این خصوص، سعی در رسیدن به جواب این سوالات کنیم:
آیا عقل‌گرایی منجر به خداباوری می‌شود؟
خردورزی باعث دوری از خداباوری می‌شود یا تقویت خداباوری و خداشناسی؟
چه رابطه‌ای میان وجود خداوند و قابل کشف و فهم بودن کائنات وجود دارد؟
خداباوری باعث کاهش عقل‌گرایی، تحصیل علم و مطالعه کائنات می‌شود یا افزایش آن؟
۱- پزشک مشهور نویسنده‌ی کتاب الحاوی، دانشمند گرانقدر حکیم محمد بن زکریای رازی ( 865 م _ 925 م ).
کسی که نیمه‌ی دوم سده‌ی سوم هجری / نهم میلادی در تاریخ علم به نام وی، (( عصر رازی )) نام گرفته است و رئیس بیمارستان عضدی بغداد و بیمارستان ری بوده است.
کسی که برای اولین بار در تاریخ پزشکی بین آبله و سرخجه تمایز قایل شده و طب اطفال را به عنوان رشته‌ای مستقل تأسیس کرده و درسنامه‌ای درباره‌ی آن نگاشته است.
کسی که رابطه‌ی آفتابزدگی و گردش خون را کشف کرده و چندین رساله درباره‌ی خواص شیمیایی عناصر معدنی، حیوانی و گیاهی و نیز تأثیر آنها در درمان برخی از بیماری‌ها به نگارش در آورده است.
در کتاب طب روحانی خویش، که رساله‌ای در روانشناسی اخلاق است و به درخواست امیر ابوصالح منصور بن اسحاق بن احمد سامانی نوشته شده است، در خصوص بزرگترین نعمات خداوند و وسیله شناخت و ایمان به خداوند، یعنی خِرَد، و برتری و ستایش آن، اینگونه می‌گوید:
" آفریدگار _ که نامش گرامی باد _ خِرَد از آن به ما ارزانی داشت، تا بتوانیم از بهره و سودهای آنی و آتی برخوردار شویم، چیزهایی که دستیابی بر آنها در گوهر هستی ما نهاده شده است. خرد، بزرگترین نعمت‌های خدا در نزد ما، و سودمندترین چیزهاست که بهتر از آن نباشد. هم با خرد ما بر چارپایان ناگویا برتری یافته‌ایم، چندان که بر آنها چیره گشته و رامشان کرده‌ایم، و آنها را به گونه‌های ثمر بخش هم برای خودمان و آنها درآورده‌ایم، هم با خرد آنچه را که بر فرازمان می‌دارد، زندگی‌مان را نیک و بهین می‌سازد درمی‌یابیم، و هم بدان به آرمان‌ها و آرزوهامان دست می‌یابیم. 
با ابزار خرد است که ساختن کشتی‌ها و کاربردن آنها را دریافته‌ایم، چندان که هم بدانها سرزمین های دوردستِ آن سوی دریاها را درنوردیده‌ایم. دانش پزشکی را هم با خرد حاصل کرده‌ایم، که چندان صلاح و سود برای تن‌های ما دارد، و دیگر علوم و فنون که ما را بهره رسان اند؛ و هم بدان امورِ بس پیچیده و پنهان از دیده را شناخته‌ایم، چنان که شکل زمین و سپهر و بزرگیِ خور و ماه و دیگر اختران، فواصل و حرکات آنها را دریافته‌ایم؛ و نیز بدان خود به شناخت آفریدگار گرامی نائل شده‌ایم، یعنی بزرگترین و سودمندترین چیزها که بدان رسیده‌ایم. "[1]
۲- گالیلئو گالیله ( ۱۵۶۴– ۱۶۴۲ ) مخترع بزرگ و یکی از دانشمندانی که باعث ظهور علم نوین شدند نیز در خصوص عقل‌گرایی، قابل کشف و فهم بودن جهان و خداوند اینگونه گفته است:
"خداوند که به ما حواس و عقل و اندیشه را عطا کرده است از ما نمی‌خواهد که حواس و عقل‌مان را در مسائل فیزیکی، که به وسیله‌ی تجارب مستقیم یا براهین ضروری در معرض چشمان و ذهن‌مان قرار گرفته است، کنار بگذاریم."[2]
برتولت برشت نمایشنامه نویس مشهور نیز این اعتقاد گالیه را در نمایشنامه زندگی گالیله خود اینطور بازگو کرده است:
"كاردينال بربرينى: خوب. دوست من، گاليله ، آيا اطمينان داريد كه شما منجمان فقط نمى‌خواهيد نجومتان را ساده‌تر كنيد؟ ( او را جلو مى‌راند ) شما به دواير، بيضى‌ها، سرعت‌هاى همسان نقل و انتقالات ساده، خلاصه در حدى كه مغزتان اجازه مى‌دهد، مى‌انديشيد. ولى اگر خدا خواسته باشد اجرام سماويش را در چنين خط سيرى براند؟ ( با انگشت در فضا خط سيرى بسيار پيچيده باسرعتى نامنظم و متغيير، ترسيم مى‌كند ) حساب‌هاى شما چه مى‌شود؟ 
گاليله: در اين صورت، حضرت اشرف، اگر خداوند كائنات را اين جور خلق كرده بود، ( عيناً همان خط سير را رسم مى‌كند ) مغز ما را هم همان جور مى‌آفريد. ( دوباره همان خط را تكرار مى‌كند ) به نحوى كه اين خط سير به نظرتان ساده‌ترين مسيرها مى‌آمد. من به عقل ايمان دارم."[3]
۳- آلبرت اینشتین ( ۱۸۷۹ – ۱۹۵۵ ) بزرگترین فیزیکدان تاریخ فیزیک و نابغه بزرگ نیز در خصوص تعجب‌ برانگیز بودن قابل کشف و فهم بودن جهان می‌گوید که:
"غیرقابل فهم‌ترین چیز در مورد جهان این است که جهان قابل فهم است."[4]
۴- یوهانس کپلر ( ۱۵۷۱ - ۱۶۳۰ ) ریاضیدان و ستاره‌شناس آلمانی، پدر علم ستاره‌شناسی جدید و یکی از مهم‌ترین دانشمندانی که باعث ظهور علم نوین شدند، نیز ادامه سخن اینشتین را گرفته و در خصوص خداوند و توانایی کشف حقایق توسط انسان اینگونه می‌گوید:
"خدایی که همه چیز موجود در جهان را بسته بر یک کمیت معلوم قرار داده است، در عین زمان به ذهن انسان ویژگی‌هایی را داده است که این نقش و طرح را بتواند بفهمد."[5]
۵- پائول دیویس ( ۱۹۴۶ - ؟ ) فیزیکدان و استاد دانشگاه ایالتی آریزونا، یکی از برترین فیزیکدانان عصر حاضر، اختر فيزيكدانى كه چندين كتاب درباره‌ی فيزيک و كيهان شناسى نوشته است، نیز در كتابش با عنوان به ذهن خدا مرورى تفصيلى بر سرگذشت جهان می‌کُند و چنين نتيجه می‌گیرد: 
" از طريق علم ما انسانها قادر هستيم دست كم به بعضى از اسرار طبيعت پى‌ببريم. ما به بخشى از رمز كيهانى دست يافته‌ايم. چرا بايد اين طور باشد، اين كه چرا فقط انسانها بايد حامل جرقه‌ی عقلانيتى باشند كه كليد [فهم] جهان را در اختيار می‌گذارد، يك معماى پيچيده است. ما كه فرزندان اين جهان هستيم «_غبار ستاره‌اى حيات يافته_» مع الوصف مى‌توانيم درباره‌ی سرشت همين جهان فكر كنيم، حتّى تا حدّ نگاه كردن به قوانينى كه بر طبق آنها جهان جريان دارد. اين كه ما چگونه به اين بُعد كيهانى پيوند خورده‌ايم يك سِرّ است. امّا اين ارتباط را نمى‌توان انكار كرد. اين چه معنا مى‌دهد؟ انسانها چه هستند كه ما مى‌توانيم در اين امتياز سهيم باشيم؟ من نمى‌توانم باور كنم كه وجود ما در اين جهان یک حادثه‌ی صرفاً اتّفاقى، یک حادثه‌ی تاريخى، یک تصوير جزئى در نمايش بزرگ كيهانى باشد. درگيرى ما خيلى عميق است. نوع بشر فيزيكى ممكن است به حساب نيايد امّا وجود شعور در نوعى ارگانيسم در سيّاره اى از جهان بى‌ترديد حقيقتى است كه اهميتى اساسى دارد. جهان از طريق موجودات هوشيار ايجاد خودآگاهى كرده است. اين يك نکته‌ی جزئىِ بى‌اهميت يا يك محصول فرعى نيروهاى بى‌هدف بى‌شعور نمى‌تواند باشد. بودن ما در اينجا واقعاً مدنظر بوده است. "[6]
 
تهیه شده در انجمن آنتی شبهات
____
منابع:
۱-
ترجمه ی کتاب الطب الروحانی اثر حکیم محمد بن زکریای رازی وانوشت پارسی: پرویز اذکائی، ص 1 و 2
۲-
علم و دین در افق جهان بینی توحیدی، مهدی 
گلشنی، ص ۵۲
۳-
زندگى گاليله، برتولت برشت، ترجمه‌ی عبدالرحيم احمدى.
۴-
طرح بزرگ، استیون هاوکینگ و لئونارد ملوینو، ترجمه‌ی سارا ایزدیار و علی هادیان، فصل ۵ ص ۷۹.
۵-
Gerald Holton, Thematic Origins of Scientific Thought: kepler to Einstein
۶-
در جستجوی خدا، پرفسور جان هاتون، ترجمۀ بتول نجفی، ص ۳۵و۳۶.
____
لذت داشتن عقاید و باورهای تحقیقی را با ما تجربه کنید.》
____
«انجمن آنتی شبهات»

نظرات


ارسال نظر